7 Truth About Gold

هفت حقیقت درباره طلا

یک) طلا یک کالای خاص و منحصر به فرد است.

طلا یک کالای خاص و منحصر به فرد است زیرا تنها کالائی است که بیشتر برای اندوختن تولید می شود تا برای مصرف. همه کالاهای دیگر تولید می شوند برای اینکه مصرف شوند. می توان به جرات گفت که همه طلائی که در طول تاریخ تولید شده روی سطح زمین و در خزانه های دولتها و بانکها، گاوصندوق های طلا فروشان و صندوقچه های خانم ها انبار شده است!

فراموش نکنید که طلا یک عنصر کمیاب است.

همه طلای موجود روی سطح کره زمین حدود 155 هزار تن است که اگر همه آن را یکجا انبار کنند حجم آن کمتر از 3.5 استخر استاندارد می باشد و جالب است بدانید که تولید آهن یک روز جهان معدل بیست برابر کل طلای تولید شده در طول تاریخ است!

دو) عرضه طلا در جهان مساوی با حجم طلای موجود روی سطح کره زمین است.

طلا چون انبار می شود و نه مصرف، و استخراج آن بسیار کند می باشد، عرضه آن در واقع همان ذخیره موجود است. این حقیقت مبانی تحلیل قیمت آن را به طور بنیادی مختلف ساخته است.

البته قیمت طلا به عرضه و تقاضای آن مسلما بستگی دارد ولی عرضه آن استخراجش (که حدودا 1.7 درصد به حجم طلای روی سطح زمین می افزاید) نیست بلکه موجودی آن است. نه تنها تولید کند آن علت این واقعیت است بلکه این مطلب نیز که یک گرم طلائی که امروز استخراج می شود با یک گرم طلائی که چند هزار سال قبل توسط قوم اینکا در پرو استخراج شده بود دارای یک ارزش می باشند. (صرف نظر از مسئله عتیقه بودن)

به طور خلاصه تولید و استخراج طلا بسیار کند و در نتیجه عرضع آن تقریبا ثابت است. پس عامل بنیادی موثر بر قیمت آن در واقع تقاضا می باشد. فراموش نکنیم که جمعیت جهان با سرعتی زیاد و شتابدار رو به افزایش است و نیمی از آن خانم ها هستند!

اگرچه بعضا گفته می شود که تقاضا برای طلا عمدتا از سوی طلا سازان است ولی این باور چندان دقیق نیست. همانطور که یک خیابان با آسفالت خیس دلیل بر بارش باران نیست قیمت طلا هم متکی به تقاضای طلا سازان و طلا فروشان نمی باشد. نکته مهم شکلی که به طلا میدهند نیست بلکه انبار شدن آنست. بیشتر طلای زینتی از خلوص بالا برخوردار است زیرا آنرا بیشتر به دلیل ارزشش می خرند تا به عنوان زیور.

به همین علت قیمت طلا (یا دقیق تر بگوئیم این پول) به ارزش مالی آن و قدرت بی نظیرش در تبدیل شدن به هر پولی وابسته است که اغلب باز هم به اشتباه به آن تقاضا از سود سرمایه گزاران اطلاق شده است. با توجه به حقایق فوق می توان گفت که حدود 80 در صد طلای جهان به علت قابلیت بی نظیر تبدیلش به پول نگهداری می شود و نه به عنوان زیور آلات و یا دلائل دیگر.

سه) طلا پول است.

این مطبلی است که نیاز به توضیح بیشتری ندارد ولی گزاف نیست اگر بگوئیم که طلا در زمانه ما حتی از پول هم بهتر است. دلائل مختلفی را برای این امر می توان ذکر کرد از جمله اینکه طلا را دولت ها نمی توانند مانند اسکناس چاپ کرده و از ارزش آن بکاهند. دلیل دیگر آن حجم عظیم بدهی های کشور های بزرگ (آمریکا بزرگترین بدهکار جهان است) و پنهان کاری های این دولت ها با استفاده از قرارداد های مالی پیچیده است که بر ارزش واقعی ارز این کشور ها موثر است و ما قدرت و اطلاعات کافی برای آگاهی از چنین مسائلی نداریم در حالی که طلا از چنین بازی های مالی مبرا است. شاید بتوان گفت که طلا تنها “پول سالم” دنیا است.

چهار) طلا جانشین شایسته دلار آمریکاست.

دلار آمریکا ثابت کرده است که پول قابل اعتمادی نیست و در حال از دست دادن موقعیت خود به عنوان ذخیره ارزی اصلی در جهان می باشد. دلار های جدیدی که چاپ می شوند صرف پرداخت بدهی های نجومی آمریکا و تسکین کسری عظیم بودجه و تراز واردات و صادرات و سایر کسری های عمومی و خصوصی دیگر این بزرگترین اقتصاد مواجه با مشکلات عدیده دنیا می شوند. همین مطلب باعث افت قدرت خرید پول (یکی از آنها دلار آمریکا) شده که دلیل دیگری برای برتری طلا بر پول و بخصوص دلار آمریکا است.

زمانی که می گفتند “دلار آمریکا به خوبی طلا است” سپری شده است. قبل از سال 1971 ارزش دلار بر اساس واحد وزن طلا بود که به آن “نظام استاندارد طلا” می گفتند. تحت این نظام، دلار و طلا با نسبت ثابتی قابل تبدیل به یکدیگر بودند. ولی این نظام در آگوست 1971 پایان یافت. اگر با همان نظام به ارزش دلار بنگریم، از آن تاریخ تا کنون دلار بیش از 90% قدرت خرید خود را از دست داده است.

با این وجود دلار هنوز به عنوان متداولترین ارز معامله می شود. علت این امر هم همان نیروهائی هستند که سعی در برگرداندن اذهان عمومی از ارزش طلا دارند. تبلیغات فدرال رزرو آمریکا به نفع دلار و بر ضد طلا با هدف نجات دلار و و معذفی آن به عنوان یک ارز قابل اعتماد است. در نتیجه باید گفت که بر خلاف زمانی که نظام استاندارد طلا بر دلار حاکم بود و این دو عملا یکی بودند، امروز رقیب یکدیگر محسوب می شوند. در حقیقت طلا بزرگترین رقیب دلار است. این دو بر سر مشتریان خود که سرمایه شان را به یکی از این دو فرم نگهداری می کنند با هم رقابت می کنند و این تقاضا برای طلا و دلار است که نرخ تبدیل این دو به یکدیگر یا همان چیزی که ما “قیمت طلا” می نامیم را تعیین می کند.

افزایش گاه به گاه نرخ بهره دلار نیز با هدف جذابتر کردن آن برای سرمایه گزار و تقویت آن در رقابت با طلا است. ولی دقت کنید که این “نرخ بهره حقیقی” است که اهمیت دارد. نرخ بهره حقیقی یک پول بعد از محاسبه تورم (از ارزش افتادن آن) و اعمال این تعدیل بر نرخ بهره به دست می آید. مثلا اگر نرخ بهره یک پول 15 % در سال باشد و نرخ تورم 20% در این صورت با نگهداری سرمایه خود به فرم این ارز، نه تنها سود نکرده بلکه بخشی از سرمایه خود را هم از دست داده اید! درست است که در پایان سال 15% به پولتان اضافه شده (که احتمالا این بهره را ماهانه دریافت کرده و خرج کرده اید) ولی ارزش و قدرت خرید پولی که در بانک گذاشته اید 20% کمتر شده است که از سود دریافت شده بزرگتر است. در هنگامی که فدرال رزرو نرخ بهره دلار را به هر دلیل ثابت نگه می دارد و یا آنرا کاهش می دهد، انتظار رشد قیمت طلا را داشته باشید.

پنج) طلا قدرت خرید خود را حفظ می کند.

این حرف که طلا قدرت خرید خود را حفظ می کند درست معادل آنست که بگوئیم دلار قدرت خرید خود را از دست می دهد. این مطلب به طور عمومی برای همه پولهای جهان صادق است. بهترین راه درک این حرف مقایسسه قیمت کالاها بر حسب مبادله آنها با دلار و طلا است. به نمودار زیر دقت فرمائید.

این چارت قیمت یک بشکه نفت خام را بر حسب دلار و بر حسب یک گرم طلا از سال 1945 تا سال 2007 را با هم مقایسه کرده است. در طول این مدت قیمت نفت خام در برابر دلار بیش از 6.5 برابر شده در حالی که بر حسب یک گرم طلا تقریبا ثابت مانده است!

شش) قیمت طلا را مارکت (بازار) تعیین می کند.

قیمت طلا از ارزش آن برای سرمایه گزاری منشا می گیرد نه از بانک های مرکزی. قیمت طلا در بازار تعیین می شود علیرغم تاثیر هائی که بانک های مرکزی می توانند برای مدتی کوتاه مدت ممکن است بتوانند روی آن داشته باشند. فدرال رزرو و بانک مرکزی آمریکا آنچه را می خواهند شما بشنوید به شما می گویند و نه واقعیت را. ]نها سعی دارند شما را بر این باور غلط نگه دارند که قیمت طلا تحت کنترل آنان است تا دلار را قوی نگه دارند. ولی واقعیت چیز دیگری است. قیمت طلا در بازار تعیین می شود، درست مثل قیمت یک تابلوی کمال الملک و یا قیمت قرص نان.

بانک های مرکزی غرب در قیمت طلا مانند قیمت هر چیز دیگر مداخله می کنند. دلیل مداخله آنان در قیمت طلا ساده است. با پائین نگه داشتن قیمت طلا سعی در تقویت دلار دارند. با این کار آنان سعی دارند بر این باور دامن بزنند که دلار کماکان بهترین ذخیره ارزی جهان است در حالی که اینطور نیست.

قیمت طلا نشانگر میزان کنترل مناسب و یا غیر صحیح اقتصاد آمریکا و میزان تورم است. سعی در پائین نگه داشتن مصنوعی قیمت طلا در جهت خوشنود نمودن سیاستمداران آمریکا و با هزینه پرداخت کنندگان مالیت (مردم آمریکا) است.

گفتیم که بانک مرکزی آمریکا و فدرال رزرو می توانند در قیمت طلا به طور مصنوعی مداخله کنند ولی قدرت مداخله آنها رو به کاهش است. بانک های مرکزی غرب مجبور بوده اند برای جبران کسری بودجه مقادیر قابل توجهی از طلای موجود در خزانه های خود را به فروش برسانند. بعد از پایان جنگ جهانی دوم، حدود 68% طلای جهان در خزانه های بانک های مرکزی انبار بود. امروز این عدد در حدود 10% است.

با در دست داشتن مقدار کمتری طلا قدرت کنترل بانک های مرکزی کاهش یافته است و آنها دیگر قدرت سابق خود را برای اعمال کنترل روی قیمت طلا به تدریج در حال کاهش دیده اند.

هفت) قیمت طلا در دراز مدت افزایش خواهد یافت.

قیمت طلا از سال 2001 مجددا شروع به افزایش چشمگیر کرده است و هر چه کشورهای غرب بیشتر با مشکلات اقتصادی مواجه می شوند قیمت آن بالاتر هم خواهد رفت.چقدر بالاتر؟ هیچکس نمی توند جواب دقیق و 100% درستی به این سئوال بدهد زیرا در بازار مالی نیز همانند دنیای ذرات بنیادی در فیزیک اصل عدم قطعیت حاکم است.

یکی از صاحبنظران در مورد قیمت طلا در مصاحبه ای که در سال 2003 ثبت شده است قیمت طلا را در مدت 10 الی 12 سال رسیدن به 8000$ پیشبینی کرده بود. ایشان امروز می گویند: قبل از آنکه این قیمت را غیر قابل تصور بخوانید به ابن مطلب توجه کنید کالائی که در دهه 70 با یک دلار می توانستید بخرید در این دهه باید 10$ برای آن بپردازید و قیمت طلا از دهه 70 تا دهه 80 از از 35$ به 800$ رسید. من اعتقاد دارم که گذشته خود را تکرار می کند و با توجه به تورم 10 برابری که در مورد دلار اتفاق افتاده است، یک محاسبه ریاضی ساده رشد قیمت طلا در عرض چند سال آینده به 8000$ را کاملا محتمل به شما نشان خواهد داد.

لین احتمال که طلا حتی به چنین برابری برسد با توجه به تورم شدید در جهان و از ارزش افتادن دلار وجود دارد. هرگز قدرت بانک های مرکزی در کاهش ارزش یک ارز با چاپ اسکناس را دست کم نگیرید. به عبارت دیگر این طلا نیست که گران می شود. به نمودار بالا یکبار دیگر نگاه کنید. طلا همانقدر نفت می تواند بخرد که 60 سال پیش می توانست. این پول است که در حال از دست دادن ارزش خود است.

Ornaments

زیور آلات

زيور آلات همانند طلا، جواهرات، سنجاق سينه و دستمال گردن و …. نه تنها به انسان جلوه خاصي مي بخشد بلکه باعث افزايش اعتماد به نفس نيز مي شود
نحوه پوشش و آرايش تاثير بسيار زيادي بر چهره، شخصيت و روابط اجتماعي دارد به همان صورت که پوشش نامناسب زيبايي و البته شخصيت اجتماعي را به خطر مي اندازد استفاده نا بجا از جواهرات مي تواند تأثير معکوس داشته باشد.
مهمترين ويژگي جواهرات، طبيعي بودن آن ها است که تأييد صحت اين موضوع تنها توسط کارشناس مجرب گوهرشناسي امکان پذير مي باشد و توجه به اين ويژگي مهم نقش بسزايي در معرفي جايگاه شما در جامعه ايفا مي نمايد. هيچ قانوني براي انتخاب جواهرات وجود نداشته و رابطه مستقيم با سليقه و بودجه هر شخص جهت خريد جواهرات دارد. ولي فراموش نکنيد که زيبايي جواهرات نه تنها جاودانه است بلکه ارزش آن يک پشتوانه مالي محسوب مي شود. با توجه به گفته هاي فوق راهکارهايي توصيه مي شود که اميدواريم شما را در انتخاب بهتر در خريد جواهرات ياري کند.

رنگ:
يکي از نکات مهم و مورد توجه، رنگ سنگ هايي است که در قطعه جواهر مورد نظر شما وجود دارد. سعي نماييد از جواهراتي که هماهنگ با لباستان است استفاده کنيد.
اگر رنگ لباستان گرم است (رنگ هاي قرمز، نارنجي و… ) طلاي زرد به پوستتان جلوه بيشتري مي دهد و اگر رنگ لباستان سرد (آبي و بنفش و…) است نقره، پلاتين يا طلاي سفيد شما را برازنده تر نشان مي دهد.
اگر از چند نوع زيورآلات هم زمان استفاده مي کنيد بايد از لحاظ رنگ هارموني داشته باشند. استفاده از يک ست مرواريد در هر حالت توصيه مي شود.
به فصل استفاده از زيورآلات نيز توجه کنيد طلاي رنگ زرد و رنگ هاي تيره تر براي استفاده در فصل سرد و طلاي سفيد براي استفاده در فصول گرم پيشنهاد مي شود.
هميشه سعي کنيد با توجه به اندام، مدل مو و لباس خود جواهرات مناسب را انتخاب کنيد تا خود را با نشاط و پر شور تر نشان دهيد به عنوان مثال خانم هايي که اندام ظريف دارند نبايد از جواهرات با سايز بزرگ استفاده کنند و بايد مدل هاي ظريف تر را انتخاب کنند و بالعکس افراد قد بلند و درشت اندام نبايد از زيورآلات کوچک و ظريف استفاده کنند.
پس براي سريع تر به نتيجه رسيدن ابتدا کافي است شکل و سايز بدنتان را در نظر بگيريد و در مدل هاي موجود با توجه به سليقه خود قطعه مناسب را خريداري کنيد.
گوشواره:
تناسب مدل مو و شکل اندام در انتخاب تأثير گذار است پس با توجه به مدل مو و شکل صورتتان گوشواره تان را انتخاب کنيد.
اصول تناسب مدل مو و اندازه گوشواره : با موهاي بلند از گوشواره هاي بلند و کشيده و براي موهاي کوتاه از گوشواره هاي کوتاه استفاده کنيد.موهاي بلند و گوشواره هاي بلند يک الگوي جذاب زنانه را به نمايش مي گذارد، در حاليکه موهاي کوتاه و گوشواره هاي ظريف نشان دهنده زنان شيک و باهوش است.
اگر گوش هاي کوچکي داريد از گوشواره هاي چسبان استفاده کنيد.

اشکال مختلف چهره و گوشواره هاي متناسب با آن
بيضي: به اين چهره که طول آن 5/1 برابر عرض آن باشد بهترين حالت چهره از نظر مد غربي محسوب مي شود و تقريباً همه مدل هاي گوشواره برازنده شماست . البته مدل هاي حلقه اي و سه گوش براي اينگونه چهره ها مناسب تر است.

گرد: براي چهره هاي گرد، از مدل هاي بلند استفاده کنيد مثل مدل هاي مستطيل يا آويزدار. از مدل هاي گرد و خوابيده روي لاله گوش بپرهيزيد.

گوشواره بايد به رنگ لباس يا تلفيقي از رنگ هاي لباس باشد، حتي هم رنگ بودن آن هم هارموني خوبي ايجاد مي کند. توجه نماييد لباس هاي تيره با گوشواره هايي با سنگ هاي رنگ روشن استفاده مي شود که بهترين و شيکترين انتخاب ترکيبي از رنگ هاي نقره اي و سفيد است به عنوان مثال گوشواره هاي مرواريد دار با رنگ روشن، تيره بودن لباس را مي پوشاند.
خانم هايي که پوست روشن دارند از گوشواره هاي با سنگ هاي قرمز يا به رنگ تيره استفاده کنند.

مربع: براي چهره هايي به صورت مربع، گوشواره هاي حلقه اي، بيضي و کوچک بهترين انتخاب هستند. از مدل هاي چسبان بپرهيزيد زيرا آنها صورت را پهن تر نشان مي دهند.

اما کساني که چهره هاي به اصطلاح مثلث شکل دارند بدانند که گوشواره هاي بلند بر عکس گوشواره هاي کوتاه بسيار جلب توجه مي کنند.

به ياد داشته باشيد با لباس هاي رسمي حتماً از گوشواره هاي کوچک استفاده کنيد.

اگر مدل موهاي جمع را انتخاب کرده ايد گوشواره هاي آويزدار بسيار شيک به نظر مي رسد.

به ياد داشته باشيد هنگام استفاده از گوشواره هاي با آويز بلند بهتر است از گردنبند صرف نظر شود تا جلوه گوشواره تان بيشتر شود.
استفاده از دستبند و گوشواره به تنهايي توصيه مي شود البته به جز براي عروس خانم ها.

Engraving work

هنر قلمزنی

قلمزنی عبارت است از تزیین و کندن نقوش بر روی اشیای فلزی به ویژه مس، طلا، نقره، برنج و یا به عبارت دیگر ایجاد خطوط و نقوش به وسیله قلم با ضربه چکش و بر روی اجسام فلزی. قلمزنی یکی از رشته‌های هنرهای سنتی ایران است که در دسته بندی، در رده هنرهای صناعی و در گروه فلزکاری قرار دارد.

امروزه برای قلم‌زنی ابتدا داخل یا زیر ظرف یا سینی مورد نظر را که معمولا از جنس نقره یا طلا است از محلول قیر و گچ پر می‌کنند تا سروصدای قلم کمتر به گوش برسد و همچنین مانع از سوراخ شدن ظرف در حین کار شود. سپس نقش مورد نظر را روی ظرف رسم کرده و قلم مناسب را انتخاب کرده و روی سطح ظرف قرار می‌دهند و با چکش بر انتهای قلم می‌کوبند تا شیارها و نقش‌ها با تغییر شدت ضربه روی ظرف ایجاد شوند
قلم‌های این هنر متنوع هستند و نام‌های خاص خود را دارند مانند قلم سایه و قلم نیم‌بر. پس از ایجاد نقش‌ها، قیر را جدا می‌کنند و روی شیارها گرده زغال می‌ریزند و روی ظرف را با روغن جلای سیاه می‌پوشانند. به این ترتیب نقش‌های قلم‌زده شده به شکل خط‌هایی تیره و مشخص دیده می‌شود

پیشینه هنر قلمزنی در ایران پیش از تاریخ

پیشینه این هنر در ایران، تاریخ روشنی ندارد و از اثر مستندی که بیانگر نخستین مکان یا نخستین شیء باشد که بر روی آن قلمزنی، چکش کاری و یا حکاکی شده‌است، اطلاع دقیقی در دست نیست.

کاربرد فلز، به ویژه مس در ایران و خاور نزدیک به چند هزار سال پیش از میلاد میرسد.

در اواخر هزاره دوم و اوایل هزاره اول پیش از میلاد هنر و صنعت فلزکاری در نقاط گوناگون ایران به ویژه در شمال و شمال غرب و حاشیه جنوبی دریای مازندران شکوفایی داشته‌است. از آثار مهم به دست آمده در این دوره جام طلای حسنلو است که در سال 1336 کشف شد و دارای نقوش برجسته چون خدایان سوار بر گردونه یا ارابه است.

هنر قلمزنی در دوره ی مادها

آثار قلمزنی اندکی از دوره مادها که در سده هفتم ق.م در شمال ایران روی کار آمدند به یادگار مانده‌است. اشیای به دست آمده از آذربایجان حاکی از آن است که از نفوذ سکاها به تدریج کاسته شده و سبک مادها در این زمان جای آن را گرفته‌است.

هنر قلمزنی در دوره ی هخامنشی

با روی کار آمدن پارس‌ها و تشکیل حکومت هخامنشی (۵۵۰-۳۳۰ق.م) هنر قلمزنی تحوّل یافت و از جایگاه ویژه‌ای برخوردار شد و بر ادوار پس از خود تأثیر گذاشت. دوره هخامنشی اوج هنر فلزکاری در زمینه‌های ریخته گری، چکش کاری، ترصیع و… است. به دلیل حمله اسکند و آتش زدن تخت جمشید آثار بسیاری نابود شد و یا به دستور اسکند ذوب شده و به سکه تبدیل شد.

از جمله اشیای شناخته شده در دوره هخامنشی دو لوح سیمین به وزن ۴ کیلوگرم و زرّین به وزن ۵ کیلوگرم است که در موزه ملّی ایران نگهداری می‌شود.

هنر قلمزنی در دوره ی سلوکی

در دوره سلوکی با ساخت شهرهای جدیدی مانند مرو و نسا و انتقال کارگاه‌های هنری به این شهرها، هنر قلمزنی با تأثیرپذیری از هنر هلنی (هنر یونانی) ادامه یافت.

هنر قلمزنی در دوره ی اشکانی

با روی کار آمدن پارت‌ها در سال ۲۵۰ ق.م تا ۲۲۴ میلادی هنر قلمزنی با همان شیوه هخامنشی با اندک تغییر به عمر خود ادامه داد.

ساخت پیکره‌ها از جنس طلا و نقره و مفرغ به شیوه ریخته گری در دوره اشکانی از رونق ویژه‌ای برخوردار شد و زیورآلات مرصع با سنگ‌های قسمتی با همان شیوهٔ هخامنشی ادامه یافت. در این دوره به دلیل هجوم اسکندر آثار هنری مهمّی در دست نیست و به سبب هرج و مرج و کم توجّهی پارتیان به هنر، تنها در اواخر این دوره ساخت آثار قلمزنی رو به رشد نهاد.

هنر قلمزنی در دوره ی ساسانی

زمان ساسانیان در سال ۲۲۴ تا ۶۵۰ میلادی به دلیل گسترش تجارت میان ایران، یونان و روم هنرهای ارانی از هنر یونانی و رومی تاثیر گرفت.

در دوره ی ساسانی ساخت اشیا به سه طریق زیر انجام میشد:

۱. به‌ وسیله چکشکاری بر ورق سرد.

۲. به ‌وسیله ریختگی و ساخت ظروف آستردار از ورق.

۳. تراش با چرخ

هنر قلمزنی در دوره ی اسلامی

در قرون اولیه اسلامی، اعراب که مسلّماً خود هنری نداشتند، هنر قلمزنی دوره ساسانی را مورد تقلید قرار داده و در سده‌های بعد در اثر علاقهٔ هنرمندان ایرانی به مذهب و گرایش آنان به اسلام، با تأثیرپذیری از آرا و عقاید اسلام، در خلق آثار فلزی پیدا کردند و کم کم نقوش بی نظیر و طرح‌های بومی و اسطوره‌ای ایرانی جای خود را به خطوط کوفی و آیات و احادیث داد. در دورهٔ سامانیان هنر قلمزنی در اثر تبادلات تجاری به سایر ممالک اسلامی راه یافت. اشیای قلمزنی شده دوران دیلمیان در موزه‌های ایران از جمله آثار معروف این دوره‌است. از سده‌های اولیه تا قرون سوم و چهارم قمری اشیای فلزی در ایران به سبک زمان ساسانی ساخته می‌شد. مکتب قلمزنی خراسان در سدهٔ چهارم قمری شکل گرفت و در دورهٔ سلجوقی به اوج کمال خود رسید.

هنر قلمزنی در دوره ی سلجوقی

سلجوقیان در اوایل سدهٔ پنجم قمری (۴۲۹) از ترکستان به ماوراءالنّهر آمدند و سکونت گزیدند و سپس خراسان را متصرّف شدند. با علاقه‌ای که حکام سلجوقی به هنر داشتند، هنر قلمزنی همچون سایر رشته‌های هنری حمایت شد و گسترش چشم گیری یافت.

ایجاد نقوش گیست باف شامل نوارهایی در تزیینات ظروف به شیوه و سبک بسیار زیبا متداول شد. در این دوران ترصیع فلزات به صورت مفتول‌های طلا، مس و نقره و یا ترصیع ظروف مفرغی با مفتول مس رایج شد. از کارهای بسیار زیبا در این دوره مشبک کاری روی فلز است.

هنر قلمزنی خراسان که در قرن پنجم و ششم قمری، هم‌زمان با حکومت سلجوقی در شرق به ویژه خراسان و ماوراءالنّهر رواج یافته بود، پس از حملخ مغول به دلیل ویران شدن بسیاری از مراکز هنری این منطقه و مهاجرت هنرمندان به غرب و میان رودان، در آن نواحی تداوم یافت. هنر فلزکاری خراسان از شرق شروع شد و در غرب رشد و گسترش یافت

هنر قلمزنی در دوره ی مغول و تیموری

با تصرف سوریه توسط غازان خان در اوایل سده هشتم قمری هنرمندان قلمزن مورد حمایت ایلخانان قرار گرفتند و بعدها شهرهای حلب، دیار بکر، موصل، شیراز و تبریز از مراکز مهم و بزرگ هنر قلمزنی به شمار آمدند. در این زمان آثار قلمزنی تحت تأثیر هنرهای بومی قرار گرفت، به گونه‌ای که در سوریه و مصر نشانه‌های این تحوّل بیشتر به چشم می‌خورد. ترصیع و در نشاندن ظروف در این زمان به تقلید از دورهٔ سلجوقی تداوم یافت. استفاده از هنر خوشنویسی در قلمزنی به وفور گسترش یافت و ظروف زیادی از این گونه ساخته و تزیین شد.

با حمله تیمور به ایران در سال ۷۷۱ق، هرات دوباره رونق هنری خود را بازیافت و بزرگ‌ترین مرکز هنری آن روز شد. هنر قلمزنی در این شهر بسیار درخشید. از جمله ظروف سنگاب گور امیرتیمور در سمرقند است که اکنون در موزه ارمیتاژ نگهداری می‌شود. سنگاب‌هایی نیز از قرن هشتم در مسجد جامع هرات و در موزه آستان قدس رضوی موجود است.

نقره کوبی روی فلزات در دوره صفوی به اوج شکوفایی و کمال خود رسید.

فیروزه کوبی

هنر فیروزه کوبی

آشنایی با هنر فیروزه کوبی

فیروزه کوبی یکی از معدود رشته های صنایع دستی است که زیبایی و گیرایی یک فرآورده ی خوب صنایع دستی را با خود دارد، بطوریکه گفته می شود قدمت این صنعت به حدود شصت سال قبل می رسد، در آنزمان شخصی بنام یوسف حکمیان معروف به محمد رضا در مشهد کار فیروزه کوبی بر روی زینت آلاتی مانند دستبند، گل سینه، گوشواره و …. را شروع نمود و حدود بیست سال بعد این صنعت توسط صنعتگر دیگری بنام حاج داداش از مشهد به اصفهان برده شد.

در اصفهان فیروزه کوبی بغیر از جواهرات در ظروفی مانند بشقاب، لیوان، گل آبپاش و …. نیز مورد استفاده قرار می گیرد و تعدادی کارگر در کارگاه حاج داداش و پسران در این رشته بکار مشغولند حتی قسمتهائی از کار ( چیدن فیروزه بر روی کار) توسط کارگران و صنعتگران زن انجام می گردد.

یکی از کارهای جنبی صنعت فیروزه کوبی کار تهیه ی زیر ساخت است که در کارگاه زرگری و بطور جداگانه انجام می شود. دو تن از صنعتگران زرگری که کار تهیه ی زیرساخت برای کارگاه حاج داداش را بعهده داشته اند بتدریج وارد کار فیروزه کوبی هم شده اند و در حال حاضر نیز به کار فیروزه کوبی اشتغال دارند.

در حال حاضر صنعت دستی فیروزه کوبی فقط در اصفهان رایج و صنعتگران شاغل در این رشته محدود و منحصر به تعدادی انگشت شمار می شود.

● مراحل ساخت و تولید فیروزه کوب

یک فرآورده ی فیروزه کوب اعم از زیروآلات و یا ظروف عبارت از شیئی است مسی برنجی، نقره یی، ورشویی و یا برنزی که ذرات و قطعات ریز سنگ فیروزه بر قسمتهایی از سطوح آن به فرم موزائیک در کنار هم نشانده شده و باین ترتیب جلوه یی خاص بآن بخشیده می شود.

ساخت و پرداخت چنین فرآورده یی شامل دو مرحله ی کلی است:

الف) زرگری: زرگری عبارت از ساخت و آماده سازی شیء مورد نظر است با یکی از فلزاتی که فوقاً به آن اشاره شد. این کار بوسیله ی صنعتگران زرگر یا سازنده ی فلزات بوسیله ی دست، پرس و یا به کمک هر دو انجام می گردد.

پس از ساخته شدن فرم کلی شیء اعم از ظرف یا زیور آلات قسمتی را که باید فیروزه کوب گردد مشخص نموده و اطراف آن را یک رشته باریک فلزی (از نوع فلز خود شیء) بنام «کندن» قرار داده و لحیم می نمایند به قسمتی که اطراف فرم مورد نظر باصطلاح دیواره یی بارتفاع دو تا سه میلی متر از سطح ظرف پیدا نماید اینکار معمولاً بوسیله ی زرگر و گاهی بوسیله ی خود صنعتگر فیروزه کوب انجام میشود.

در صورتیکه قسمت آماده شده برای فیروزه کوبی سطح زیادی را اشغال نماید و زمینه ی آن خالی به نظر برسد با رشته هایی از همان فلز نقوشی جزیی تر کوچکتر به شکل تزئینی (گل و بوته و غیره) داخل آن قرار داده مجدداً لحیم کاری می کنند.

این عمل علاوه بر زیباتر شدن فرم کار به سطح فیروزه کوبی شده استحکام بیشتری هم می بخشد.

ب) فیروزه کوبی: قبل از هر چیز صنعتگر فیروزه کوب خرده سنگهای فیروزه ی غیر قابل استفاده را از کارگاههای فیروزه تراشی و یا معادن فیروزه ی مشهد، نیشابور و دامغان خریداری می نماید.

از آنجا که این خرده سنگها با مقادیری خاک و خرده سنگهای معمولی همراه می باشد ابتدا آنها را از ضایعات دیگر جدا و تمیز می نمایند. سپس خرده سنگهای فیرروزه را بر حسب اندازه از یکدیگر تفکیک و باصطلاح دانه بندی می کنند تا در ساخت هر محصول فیروزه کوب از قطعه فیروزه یی متناسب تر با سطح کار فیروزه کوبی استفاده بعمل آید.

در مرحله ی بعد شیئی مورد نظر را گرم کرده (در حدود ۳۰ درجه C) و ضمن حرارت دادن روی قسمتهایی که باید فیروزه کوبی گردد «لاک گردوئی» می پاشند بقسمتی که پودر لاک تقریباً ذوب شده و سطح قسمت مربوطه را بپوشاند.

در حالیکه هنوز لاک بر سطح شیئی نرم و مذاب بوده و حالت چسبندگی دارد مقداری از خرده سنگ های فیروزه که بر حسب اندازه ی لازم از قبل آماده شده روی کار قرار می دهند. سنگها باید طوری در کنار هم قرار گیرند که حتی الامکان فاصله یی بین آنها باقی نماند.

به منظور پر کردن فواصل احتمالی بین سنگهای فیروزه ، حرارت را کمی افزایش می دهند ( حدود ۴۰ درجه C ) و مقدار دیگری پودر لاک بر روی سنگها می پاشند تا زمانیکه لایه ی لاکی بصورت مذاب در آمده و سپس با افزودن سنگهای ریزتر سعی می کنند تا سنگها کاملاً در کار جای گرفته و باصطلاح بر آن بنشینند این عمل را معمولاً با کمک دست انجام می دهند. باین ترتیب که با دست بر سطح فیروزه ها فشار می آورند تا بخوبی به سطح کار بچسبند. پس از سرد شدن شیء قسمتهای لاک بصورت سخت و سفت در می آیند. بعد از این مرحله قسمتهای پوشیده شده از لاک و سنگ فیروزه را به وسیله سنگ سمباده «آب ساب» می نمایند تا قسمتهای اضافی لاک و برجستگی های جزئی سنگها سائیده و صیقلی گردد. در اینجا است که سنگهای فیروزه برنگ فیروزه یی و لاک به رنگ تقریباً سیاه ( قهوه یی تیره) در بین فواصل سنگها نمایان می شود.

پس از اتمام این مرحله چنانچه در قسمتهایی از سطح کار باز به هم ریختگی وجود داشته باشد مجدداً شیئی را حرارت داده و بوسیله ی سنگهای ریز و پودر لاک قسمتهای ریخته را مرمت می نمایند و پس از آن سطح کار را سمباده زده و صیقل می نمایند. گاهی عمل مرمت را بوسیله ی نوعی بتونه ی فیروزه یی رنگ که با گل «مل» روغن و رنگ لاجورد تهیه شده انجام میدهند.

آخرین مرحله ی کار فیروزه کوبی پرداخت کاری است که در دو مرحله انجام میشود.

مرحله ی اول پرداخت قسمتهای فلزی است که در کارگاه زرگری یا چرخکاری انجام شده و لایه ی کدر و تیره رنگی را که بر روی قسمتهای فلزی در حین عمل فیروزه کوبی ایجاد گردیده بوسیله ی ابزارهای دستی و یا تیغه ی چرخکاری از روی آن می زدایند و سپس این قسمتهای فلزی را پولیش می کنند تا شفاف شود و حالتی صیقلی پیدا کند.

مرحله ی دوم پرداخت محصول فیروزه کوبی شده است که پس از پولیش قسمتهای فلزی شیئی مجدداً بکارگاه صنعتگر فیروزه کوب بازگشت داده می شود و در آنجا سطوح فیروزه کوبی شده را بوسیله ی روغن زیتون یا روغن کنجد پولیش می نمایند تا این قسمتها نیز شفاف و درخشان گردد.

صنعتگر تولید کننده ی فیروزه کوب در مراحل کار از ابزار کار و وسایلی نیز بهره می گیرد که عمدتاً شامل قالب، چکش، دریل، چراغ گاز، چراغ بنزینی، گاز انبر، انبردست، پنس، منقاش لوله های مختلف فلزی، سوهان و سنگ سمباده می باشد.

نکته حائز اهمیت در فیروزه کوبی در درجه اول نصب صحیح فیروزه بر روی فلز است، بگونه یی که دارای قدرت کافی بوده و هنگام پرداخت قطعات فیروزه از آن جدا نشود و دیگر اینکه هر چه ظرف فیروزه کوبی شده پرکارتر باشد و قطعات سنگ منظم تر در کنار یکدیگر نصب شده باشد و فاصله ی زیادی در بین قطعات فیروزه دیده نشود کار دارای ارزش هنری بیشتری است.

Filigree work

هنر ملیله کاری

هنر ملیله کاری ، محصول کار با طلا ، نقره و مسی است که به صورت مفتولهای باریک درآمده است و با صرف وقت و دقت فوق العاده و مهارت و هنرمندی ملیله کار ، بر منبلی شی یا محصول مورد نظر و با بهره گیری از نگاره های سنتی و طرحهای اسلیمی به هم پیوند و ارتباط یافته اند . قدیمی ترین اشیاء آثار ملیله ایران به روایت اکثر محققان به سالهای 550 تا 330 ق . م تعلق دارد . آثار به دست آمده در « دورالورپوس » گواه آن است که طی سالهای 330 تا 224 ق . م نیز ساخت مصنوعات ملیله در ایران ، رواج قابل ملاحظه ای داشته است . همچنین در آثار کشف شده از شوش ، همدان و گنجینه جیحون می توان به قدمت این هنر پی برد .


« آرتور اپهام پوپ » در کتاب « شاهکاری هنر ایران » ضمن اشاره به زرگری و نقره کاری در سالهای بعد از ظهور دین مبین اسلام ، به مقداری ملیله که از منطقه « ری » به دست آمده و به قرن 12 میلادی تعلق دارد اشاره کرده است . متاسفانه از آنجا که بیشتر اشیاء ملیله ایرانی اعم از طلا و نقره به دلیل استفاده مجدد از فلزش ذوب شده نمونه های زیادی از آثار ملیله هم اکنون در دسترس مانیست و تنها از دوره قاجاریه به این سو مقداری سرقلیان ، گیره استکان یا سینی در اندازه های مختلف ، گوشواره ، سینه ریز و … باقی مانده که بخشی از آنها در موزه های داخلی و خارجی و قسمتی دیگر در مجموعه های خصوصی یا نزد خانواده ها نگهداری می شود . ملیله کاری ، امروزه به طور عمده در شهرهای زنجان ، اصفهان ، تبریز ، تهران رواج دارد .
عمده ترین ماده اولیه ملیله کاری را نقره تشکیل می دهد که از طریق ذوب کردن سکه های نقره یا قراضه ظروف نقره ای تامین می شود . نقره مصرفی در ملیله کاری دارای عیار است ولی برای ساختن دسته یا پایه ظروف به طور معمول از نقره با عیار 60 تا 84 استفاده می کنند . درباره تاریخچه ملیله زنجان اطلاعات جامعی در دست نیست ولی از طریق نوشته ها و سفره های سیاخانی که با این منطقه سفر کرده اند ، از این هنر زیبای منطقه یاد شده است .
از آنجا که این هنر شاخه ای از فلزکاری است ، می توان مسیر حرکت آن را در بطن فلزکاری منطقه جست و جو کرد .
این هنر وام دار هنرمندانی است که با ابزار بسیار ابتدایی به خلق آثاری ارزشمند مبادرت ورزیده و گاه بینایی خود را در این مسیر از دست داده اند . سایر مواد مصرفی مورد نیاز در ملیله کاری را موم طبیعی ، تیزاب ، زاج سفید و جوهر گوگرد تشکیل می دهد .
ابزار کار ملیله کاری شبیه ابزار و ادوات زرگری است .
برای تهیه و ساخت آثار ملیله ، ابتدا باید نوار ملیله را که از جنس طلا و نقره یا مس تهیه کرد که در این مورد با عبور شمش یا مفتول نقره و مس از دستگاه نورد حدیده ، مفتول مورد نظر به دست می آید .
بعد از آماده شدن نوار ملیله ، نوبت به ساخت ملیله می رسد . در این مرحله ابتدا صفحه فلزی مستطیل شکلی از جنس متضاد با مفتول کاربردی باشد و دارای ابعاد و اندازه های مختلف است را انتخاب و یک سطح آن را کاملا موم اندود می کنند ، به طوری که لایه ای به ضخامت 3 تا 4 میلیمتر از موم روی صفحه را بپوشاند سپس قالبی را که به شکل محصول مورد نظر بریده شده روی صفحه مسی قرار می دهند ، بعد نواری را که دارای پهنایی بیش از نوار ملیله است از اطراف قالب می گذارنند تا شکل قالب را به خود گرفته و درون موم قرار گیرد .
سپس به وسیله دیواره های بعدی طرح کلی را تقسیم بندی کرده و میانه سطوح را با نقوش ملیله که قبلا به وسیله دست و ابزی ظریف با نوار ملیله ساخته شده ، پر می کنند و در آخرین مرحله به وسیله مفتولهای فولادی بسیار ظریف نقشها را به یکدیگر می بندند تا اشکال ساخته شده به هم نخورد و سپس به وسیله ذوب کردن موم ، اسکلت ملیله ساخته شده را از صفحه زیرین جدا می کنند . این اسکلت روی سطح همواری قرار گرفته و مقداری لحیم کرده که مخلوطی از براکس و براده نقره است روی آن ریخته و شعله گاز روی آن حرکت داده می شود . بر اثر این کار ، گرده لحیم ذوب می شود و موجب اتصالات نقش های کوچک با یکدیگر و همچنین دیواره نقش می شود .
پس از آن عمل آتش کاری انجام و کلیه قطعات به وسیله گرده لحیم به یکدیگر متصل می شود . سیم های فولای را بریده و جدا می سازند و محصول را که تقریبا کار ساختش به پایان رسیده در طشتکی که حاوی محلول رقیق اسید سولفوریک است قرار می دهند و یا در داخل ظرف محتوی « راغاب » ( محلول زاج سفید و آبی ) می جوشانند تا اضافات و لکه های نقره از بین برود و در پایان به کمک برس سیمی ظریفی ، ملیله ساخته شده را پاک می کنند و ناهمواریهای احتمالی آن را به وسیله سوهانهای ظریف و سمباده از بین برده و آن را پرداخت می کنند .
نوع دیگری از ملیله ، محصولاتی است که به وسیله خم کردن و لحیم دادن صفحات ملیله ساخته می شود و شیوه تولید چنان است که ابتدا از ملیله صفحاتی به اندازه های مورد نظر تهیه می کنند و سپس به کمک آنها محصولاتی نظیر گیره استکان و لیوان ، قندان ، گلابپاش ، قاب عکس ، گل سفید ، قاشق چای خوری و …. می سازند به وسیله نقره ای با عیار پایین تر دسته و پایه آن را ساخته و روی کار سوار می کنند .
نقوش رایج در ملیله سازی اکثرا ذهنی و ملهم از نگاره های قدیمی و سنتی ایران است .

Enamel work

هنر مینا کاری

هنر مینا کاری
قدیمی‌ترین‌ نمونه‌های مینا کاری‌ موجود موید این‌ ادعاست‌ که‌ مینا کاری‌ نیز مانند بسیاری‌ از‌هنرهای دیگر برای اولین بار در ایران پیدا شده و از ایران به‌ سایر کشورها راه یافته است‌.‌..
مینا کاری‌ هنر درخشان آتش‌ و خاک است‌، با رنگهای پخته و درخشان که‌ سابقه آن به‌ 1500‌سال پیش از میلاد می‌رسد.‌ آقای علینقی وزیری در کتاب تاریخ‌ عمومی‌ هنرهای مصور قبل از تاریخ‌ تا اسلام می‌نویسد: ‌از جمله هنرهای دستی ایرانیان در گذشته های دور تزئین و کنده کاری‌ روی‌ فلزات است‌. ‌ظروف‌ فلزی بدست‌ آمده از فلزات گوناگون ساخته شده که‌ مهمترین‌ آنها عبارتست از: طلا،‌ نقره، مس‌، برنز، برنج‌، آهن‌، فولاد، سرب، آلومینیوم و کرم.‌ این‌ فلزات برای زینت آلات و ظروف‌ گوناگون بکار می‌رفته زیرا که‌ امکان ساختن ابزار لازم‌ در ‌یک ورق‌ فلز چندان مشکل و ناممکن نبوده‌ از جمله موارد فلز کاری‌ می‌توان از ترصیع یعنی به‌ ‌جا نشاندن قطعات کوچک‌ فلزهای مختلف روی‌ سط‌ح‌ فلزی از نوع جنس دیگر و ایجاد تناسب ‌‌میان قط‌عات با در نظ‌ر گرفتن رنگ‌ و اشکال هندسی‌ آنها و ایجاد شکل یا نقش وسیله آنها و ‌مینا کاری‌ نام برد. بررسی‌ هایی‌ که‌ در مورد مینا سازی‌ شده نشان می‌دهد میناهایی‌ که‌ بنام‌ بیزانس‌ مشهور است‌ از مینا سازی‌ ایرانی‌ اقتباس شده است‌.‌ قدیمی‌ترین‌ نمونه‌های مینا کاری‌ موجود موید این‌ ادعاست‌ که‌ مینا کاری‌ نیز مانند بسیاری‌ از‌ هنرهای دیگر برای اولین بار در ایران پیدا شده و از ایران به‌ سایر کشورها راه یافته است‌.‌ در دوران مغول سبک جدیدی در فلز سازی‌ و مینا کاری‌ ایران بوجود آمد. اشکال و تصاویری‌ که قیافه‌ و لباس اعضای دربار ایران را داشتند، جای اشکال و تصاویر عربی‌ دوره‌ قبل را‌ گرفتند و بویژه ترصیع فلز در عصر تیموری‌ به‌ منتهی درجه‌ شرقی‌ خود رسید. در زمان صفویه‌ زمینه‌ی هنر مینا کاری‌ و فلز کاری‌ تغییر یافت‌ ظروف‌ نقره در این‌ دوره‌‌ نقوش میناتور از قبیل مجالس‌ بزم در دربار و یا مجالس‌ شکار، یا اسب‌ سواری‌ مزین‌ گشت و ‌هنر مینا سازی‌ از نقشهای اسلیمی و گل‌ تغذیه‌ کرد و رنگ‌ قرمز مورد مصرف بیشتری‌ داشت‌ و شهر اصفهان یکی از مراکز عمده مینا کاری‌ بحساب می‌آمد که‌ هنوز هم‌ تنها مرکز ‌این‌ هنر محسوب می‌شود.

نحوه تولید‌

هنر مینا کاری‌ را می‌توان یکی از اختراعات خلاقه‌ بشر دانست زیرا این‌ هنر شامل‌ فعل و ‌انفعالهای پیچیده‌ایست که‌ بهم ربط‌ داده‌ می‌شوند از یک‌ سو عوامل‌ ساده‌ای از قبیل ‌سیلیکوم و مینیوم و پتاسیم و از سوی دیگر سبک قیمتی که‌ ترکیب آنها مینا را بوجود‌ می‌آورد.‌ از این‌ رو این‌ یک‌ هنر آزمایشگاهی‌ است‌ و در حقیقت ماده‌‌ایست که‌ از ترکیب اکسیدهای ‌فلزات که‌ بر اثر حرارت‌ رنگهای مورد نظ‌ر را بدست‌ می‌دهد در اختلاط با تعدادی‌ نمک ثابت‌‌ بدست‌ می‌آید و رنگها با درجه‌ حرارت‌ و طول زمان حرارت‌ ارتباط زیاد پیدا می‌کنند.‌ بنابراین‌ برای دسترسی‌ به‌ این‌ پدیده هنری زیبا باید آتش‌ و حرارت‌ بدقت‌ مراقبت و مهار ‌شود. مینا که‌ طبعا شفاف است‌ شفافیت بیشتر خود را از اکسید قلع بدست‌ می‌آورد و‌ ترکیبات آن از زمانهای قدیم‌ تا به‌ امروز ثابت‌ و بدون‌ تغییر مانده است‌.‌ روی‌ اشیا طلایی‌ و نقره ای هم‌ میتوان مینا کاری‌ کرد ولی‌ اساسا مینا کاری‌ بر روی‌ مس‌ انجام ‌می‌شود. تا فراهم‌ آمدن مینا چند مرحله باید طی شود باین‌ ترتیب که‌ ابتدا آن چیزی را که‌‌ می‌خواهند مینا کاری‌ کنند به هر شکل و هر اندازه‌ باید به وسیله مسگر متخصص به‌ شکل لازم‌‌ در آید و پس‌ از آن که‌ ساخته شد استاد مینا کار به‌ آن لعاب سفید رنگ‌ می‌دهد. معمولا سه‌ ‌الی‌ چهار بار لعاب داده‌ می‌شود و در هر بار شیئی به‌ کوره‌ می‌رود و حدود 700 درجه‌ حرارت ‌‌می‌بیند تا رنگ‌ لعاب ثابت‌ شود بعد روی‌ آن به‌ رنگهای گوناگون نقاشی‌ می‌شود سپس شیئی ‌باز به‌ کوره‌ می‌رود و حدود 400 تا 500 درجه‌ حرارت‌ می‌بیند تا رنگها بصورت‌ مط‌لوب در آید.
 ‌در گذشته که‌ مینا کاری‌ رواج اندک داشته رنگهایی‌ که‌ بکار می‌رفته مانند رنگهایی‌ که‌ در‌ صنعت قلمکار بکار برده‌ می‌شود گیاهی‌ یا معدنی‌ بوده‌ است‌ ولی‌ اکنون برای نقاشی‌ ظروف‌ و ‌اشیا مینایی‌ از رنگهای شیمیایی‌ استفاده‌ می‌شود. رنگهایی‌ که‌ در میناکاری‌ بکار می‌رود بر سه‌ نوع است‌:
‎-1 رنگهای گیاهی‌ که‌ در چیت سازی‌ هم‌ بکار می رود.‌
‌‎-2 رنگهای معدنی‌ که‌ در نقاشی‌ و مینا کاری‌ بکار می رفته است‌.‌
‎-3 رنگهای فلزی که‌ روی‌ مینا کار می کنند‌.
برای مینا کاری‌ در تهیه رنگ‌ قرمز از طلا استفاده‌ می‌شود رنگ‌ سبز مینا از مس‌ و رنگ‌ زرد ‌آن از گل‌ ماشی‌ بدست‌ می‌آید. رنگ‌ آبی‌ و فیروزه‌ای و رنگ‌ سفید از رنگ ‌‌مخصوصی تهیه می‌شده است‌ که‌ در شهر سامره از شهرهای عراق نوع خوب آنرا بدست ‌‌میآورده‌اند.‌ بیشتر اشیایی‌ که‌ میناسازان فعلی به‌ بازار عرضه‌ می‌کنند عبارت است از: گوشواره‌، سینه ریز،‌ گلوبند، انگشتر، جعبه های بزرگ‌ و کوچک‌ آرایش‌ زنانه‌، قوطی سیگار، جعبه های خاتم‌ کاری‌ و‌ مینا کاری‌، سرویس‌ چایخوری‌ و شربت‌ خوری‌، حبابهای میناکاری‌، بشقاب، گلدان، تابلوهای‌ بزرگ‌ و کوچک‌ مینا که‌ با هنرهای دیگر مانند طلا کاری‌، خاتم‌ کاری‌، مینیاتور ترکیب می‌شود،‌ کاسه‌ قاب و قدح، قابهای عکس، زیر سیگاری‌، پیپ، آلبوم عکس، گلابپاش، پنکه سقفی، جارو ‌چهلچراغ، درها و پنجره ها و ضریح‌های مینا کاری‌ شده برای مقابر ائمه شیعه در کربلا و نجف و ‌سامره و مشهد و قم‌ و حضرت عبدالعظیم و اماکن‌ متبرکه‌ دیگر.‌

Welcome